نامههای پست نشده – 1
هر شنیده ای را انسان با ترازوی عقل خود میسنجد و ترازویش بستگی به داده های قبلی وی دارد پس ترازوی عقلی مردم متفاوت است چون داده های مردم ریشه در دانسته هایشان دارد اگر دروغی به مردم گفته شود که به لحاظ بزرگی از مردم توان مقایسه با نمونه های پیشین سلب شود اقلیت دانا به اجبار به طرف مرزهای خاموشی میرند اما جمع نادان به لحاظ ترسی که از سوالات خویش پیدا میکنند سعی بیشتری در قبول کردن شنیده ها از خود نشان میدهند و این است که باعث موفقیت دروغ های بسیار بزرگ میگردد تا آن پایه که لیدرهای جهان با جا به جا کردن مهره ها سرمایه فراوان را نیز خرج خواهند کرد تا هنگام بار نشستن، چندین میلیون برابر سرمایه اولیه ای که برای حماقت اکثریت هزینه گردیده بود از منابع عمومی آنان برداشت شود، براستی فرزندانمان را کجای این معادله قرار خواهیم داد.
چنین مباد
25/05/1390
همسان ساز
حقوقم چون که همسان ساز گردید
بدیدم مرغ و اردک غاز گردید
بسی حسرت ببردم من از اوضاع
چرا این بیجکم پر راز گردید
همه وعده شده این برج و اون برج
چون آن دلبر که او پر ناز گردید
عزیزم مختصر بهتر بدانی
رکورددار قبوضم گاز گردید
بیا و در کنار بنده بنشین
چه شد که اخم حضرت باز گردید
پانزدهمین سالگرد ازدواج
رسیده پانزده سالی اسارت
که عمرم رفته با کلی خسارت
نمیدانی سیهچالی که بودم
چهها که جای اسپند داد دودم
که جرئت بهر گفتن نیست دیگر
همان بهتر که پایین باشد این سر
اگر یک ذره سر بالا بگیرم
گلویم را فشارد تا بمیرم!
بباید آنقدر خواهش نمایم
بگویم نوکرم، آنِ شمایم
که شاید کم کند از لطف، آزار
فرستد همچو یک برده به بازار







