نامه های پست نشده 30

هر کسی بنا به شرایط خویش تصمیم خواهد گرفت شرایط های مختلف افکار خاص خود را خواهد داشت ،موقعی افکارها تغییر خواهد کرد که شرایط ها تغییر کند و این است که به دست بنده مردم می انجامد . شاید گرسنه ای به خاطر یه برری دست به هر کاری بزند . و این گونه می گردد که قضاوت مشکل می نماید چون مردم در شرایط های یکسان نمی باشند . لباسی که مدت کمی باید بپوشی حداقل چند دقیقه ای وقت برای اندازه زدنش خواهی گذاشت که ببینی از کدام کارخانه می آید .

یا از نخ مرغوب استفاده شده یا نه اینکه بدلی بوده ، یا اصلا رنگش به لباسهای دیگر خواهد خورد یا نه اینکه تو ذوق خواهد زد . این همه دقت برای لباسی که نهایت برای یک مجلس استفاده خواهد شد . و چندان هم مهم نخواهد بود ، اما همسری که یک عمر باید که در کنار تو و کودکان تو باشد چرا به خودمان زحمت اندازه زدنش را نمی دهیم . به نژادی که همان نقش کارخانه را انجام خواهد داد ، چقدر راحت چشمانمان را می بندیم و پینه ای ضخیم در گوش خویش جای می دهیم و دریغ و دریغ ! که راهها همچنان دور به نظر خواهد رسید .

دنبال جای بهتری می گشت و هزینه های زیادی هم پرداخت می کرد ، حتى نیم نگاهی هم به سایر ات دیگرمی انداخت تا شاید هنگامیکه زمین امنیت خود را از دست داده باشد بتواند در کرات دیگر به حیات ادامه دهد . او آنقدر هزینه کاوش سایر ات دیگر را می پرداخت که متوجه تخفیف زیستگاه کنونی اش نبود افسوس که نمی فهمید که اگر هزینه های کاوش را صرف زمینی کند که سالیان درازی از خلیفه پذیرا می کند شاید با حفظ موقعیت موجود احتیاجی به گردیدن در کرات دیگر را نداشته باشد .

ولی افسوس که گل خلیفه را چنین سرشته اند . و دور شدن حضرت آدم از سرگردانی چه بعید به نظر خواهد رسید . صدای قار قار کلاغان که استمداد کمک بود حقیر زود به جواب می نشست و تعدادی از کلاغ ها فورا جمع می شدند . و به دادش می رسیدند برایم عجیب بود ما که لقب خلیفه را به دوش می کشیم چقدر بی تفاوت نسبت به کمک خواهی انسانی دیگر بودیم . و به راستی چگونه می توان با دیدن گرسنه ای از غذا لذت برد یا با دیدن بیچاره ای سری راحت روی بالشت گذاشت و خواب هم دید . نمی دانم سرخوشی ما تا کجا ادامه خواهد داشت .

آیا امکان آدم شدن حضرت آدم بود ؟ شاید آری و شاید هم نه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *