نامه های پست نشده 33

خواهند کشید که بتوانی به عده دیگر اثبات عاقل بودن بنمایی. البته نا گفته نماند یکبار اثبات دیوانگی می تواند خطی پررنگ بر روی تمامی صفحات عاقل بودن گذشته بکشد. براستی معما بسیار عجیب است من نمی دانم واضعان قوانین کجا نشسته اند شاید بیچارگان درگیر سر در گمی اند. چون مساحت دیوانگی بسیار پر چالش اند و هر لحظه ممکن است انسان از یکی از این دو صف خارج گردد.افزودن نوشته

خانمان احساساتشان به پرده های گوش متصل است و به همین دلیل از راه شنوایی فوراً عاشق می شوند و دیده های خود را باور نمی کنند دروغ گویان حرفه ای برای راه بدر کردن خانم ها از زبان دروغین استفاده خواهند کرد اما آقایان مشکلاتشان از طریق بینایی عارض خواهد شد و آنها با دیدن عاشق می شوند. معمولا خیلی عجیب به نظر می رسد و هیچ چاره ای هم نیست انگار تقصیر خلقت اولیه است که برای خانمان روی گوش و برای آقایان بر روی چشم ارزش گذاری شده است و از دید هیئت منصفه حضرت آدم بی گناه تشخیص داده شد من که نمی فهمم تو می دانی.

گوساله مریض بود و خوب نمی توانست روی پاهایش بییستد و صاحبش بخاطر اینکه این ضعف حیوان از چشم خریداران دور ماند مانند حیوان را با چوب می زد تا خوب سریعاً بلند شود و گوساله بیچاره با لرزشی که در اندامش افتاده بود از ترس خوردن چوب خود را با زور سرپا نگه می داشت و من در عینی که چشممان خیس شده بود به این فکر می کردم که خداوند به چه چیز خلیفه افتخار کرده بود یعنی ذره ای از این همه پستی به چشم پروردگار نخورده بود من که نمی دانم.

چقدر پوچ و سطحی می نمودند بی هیچ اعماقی و در کنار تو به زندگی ادامه می دادند و فیگور چهره متفکران را هم به خود می گرفتند و ژست آقایان متشخص را در راه رفتن رعایت می کردند برایم خنده دار بود وقتی با آنان دقیق می شدم به قدری پوشالی به نظر می رسیدند که حیرت می آمد که چرا چند خطی وصف شان می کنم و دریغ از آن همه بادی که خود را کرده بودند و هیچ تأثیری روی وزن شخصیت آنان نگذاشته بود و آه و افسوس از تلاشی که شده بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *